فضایل دو آیه آخر سوره بقره

فضایل دو آیه آخر سوره بقره

1- وَفِي حديث ابن عباس ب – السابق- قول الملك «أَبْشِرْ بِنُورَيْنِ أُوتِيتَهُمَا لَمْ يُؤْتَهُمَا نَبِىٌّ قَبْلَكَ فَاتِحَةُ الْكِتَابِ وَخَوَاتِيمُ سُورَةِ الْبَقَرَةِ لَنْ تَقْرَأَ بِحَرْفٍ مِنْهُمَا إِلاَّ أُعْطِيتَهُ».

در حدیثی که از ابن عباس  روایت گردید، آمده است که فرشته به نبی اکرم ص گفت: تو را به دو نور مژده می‌دهم که به تو عنایت شده اند و به هیچ پیامبری قبل از تو عنایت نشده اند؛ آنها سوره فاتحه و آیات پایانی سوره بقره (دو آیه آخر) هستند؛ هر حرفی از آنها را که بخوانی، دعایت اجابت می شود .

2- عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «إِنَّ اللَّهَ كَتَبَ كِتَابًا قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ بِأَلْفَىْ عَامٍ أَنْزَلَ مِنْهُ آيَتَيْنِ خَتَمَ بِهِمَا سُورَةَ الْبَقَرَةِ وَلاَ يُقْرَآنِ فِى دَارٍ ثَلاَثَ لَيَالٍ فَيَقْرَبُهَا شَيْطَانٌ».

نعمان بن بشیر س می‌گوید: رسول الله ص فرمود: «خداوند دو هزار سال قبل از آفرینش آسمان ها و زمین کتابی نوشت و دو آیه از آن را نازل فرمود و با آنها سوره بقره را به پایان رساند؛ در هر خانه ای که سه شب خوانده شود، شیطان به آن خانه، نزدیک نمی شود» .

3- عن أبي ذر  قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «أُعْطِيتُ هَذِهِ الآيَاتِ مِنْ آخِرِ سورة الْبَقَرَةِ مِنْ كَنْزٍ تَحْتَ الْعَرْشِ لَمْ يُعْطَهَا نَبِىٌّ قَبْلِى».

ابوذر س می‌گوید: رسول الله ص فرمود: «آیات پایانی سوره بقره از خزانه ای در زیر عرش به من عنایت شده اندکه به هیچ پیامبری قبل از من عنایت نشده اند» .

4- عَنْ عُقْبَةَ بن عَامِرٍ الَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «اقْرَؤُوا هَاتَيْنِ الآيَتَيْنِ فِي آخِرِ سُورَةِ الْبَقَرَةِ، فَإِنَّ رَبِّي أَعْطَانِيهِمَا مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ».

عقبه بن عامر س می‌گوید: رسول الله ص فرمود: «این دو آیه پایانی سوره بقره را بخوانید؛ زیرا آنها را پروردگارم از زیر عرش به من عنایت فرموده است» .

5- عن ابن مسعود  قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «مَنْ قَرَأَ الآيَتَيْنِ مِنْ آخِرِ سُورَةِ الْبَقَرَةِ كَفَتَاهُ».

ابن مسعود س می‌گوید: رسول الله ص فرمود: «هر کس، دو آیه پایانی سوره بقره را بخواند، او را (از هر بدی) کفایت می نمایند» .

6- وَعن ابن مسعود أنه  أُعْطِيَ (ليلة الإسراء) ثَلاَثًا، أُعْطِىَ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ وَأُعْطِىَ خَوَاتِيمَ سُورَةِ الْبَقَرَةِ وَغُفِرَ لِمَنْ لَمْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ مِنْ أُمَّتِهِ شَيْئًا الْمُقْحِمَاتُ» (أي الكبائر الموبقات المهلكات).

ابن مسعود می‌گوید: به نبی اکرم ص در شب اسراء، سه چیز، عنایت گردید: نمازهای پنجگانه، آیات پایانی سوره بقره و همچنین گناهان کبیره امتش که باعث ورود به جهنم می شوند، بخشیده شدند .

(امام نووی / می‌گوید: «هدف از بخشیده شدن گناهان کبیره این است که انجام دهندگان گناهان کبیره برای همیشه در جهنم نمی مانند به خلاف مشرکین که برای همیشه در جهنم به سر می برند؛ و هدف این نیست که صاحبان گناهان کبیره اصلا دچار عذاب نمی شوند؛ زیرا نصوص شریعت و اجماع اهل سنت این نکته را به اثبات می‌رسانند که بعضی از یکتاپرستان گناهکار، دچار عذاب می شوند». والله اعلم).

 

 

 

فضایل آیة الکرسی

فضایل آیة الکرسی

- عَنْ أُبَىِّ بْنِ كَعْبٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «يَا أَبَا الْمُنْذِرِ أَتَدْرِى أَىُّ آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ أَعْظَمُ». قَالَ: قُلْتُ: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. فأعَادَ عَلَيْهِ فقُلْتُ: (اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ). قَالَ: فَضَرَبَ فِى صَدْرِى وَقَالَ: «وَاللَّهِ لِيَهْنِكَ الْعِلْمُ أَبَا الْمُنْذِرِ».

ابی بن کعب س می‌گوید: رسول الله ص خطاب به من فرمود: «ای ابوالمنذر! آیا می دانی کدام آیه قرآن کریم، بزرگتر است؟» گفتم: خدا و رسولش بهتر می دانند. آن حضرت ص دوباره سوالش را تکرار نمود. گفتم: آیة الکرسی است. رسول الله به سینه ام زد و فرمود: «ای ابوالمنذر! علم مبارکت باشد» .

2- وَعَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِنَّ لِهَذِهِ الآيَةِ لِسَانًا وَشَفَتَيْنِ تُقَدِّسُ الْمَلِكَ عِنْدَ سَاقِ الْعَرْشِ».

از ابی بن کعب س روایت است که رسول الله ص فرمود: «سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، این آیه (آیة الکرسی) لب و زبان دارد و کنار ساق عرش، پاکی ملک (خداوند) را بیان می کند».

3- وَعَنْ أَبِي أُمَامَةَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ : «مَنْ قَرَأَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ دُبُرَ كُلِّ صَلَاةٍ مَكْتُوبَةٍ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ دُخُولِ الْجَنَّةِ إلَّا الْمَوْتُ».

ابوأمامه س می‌گوید: رسول الله ص فرمود: «هر کس آیة الکرسی را بعد از نماز فرض بخواند، فقط مرگ است که مانع ورود او به بهشت می شود» . (یعنی به محض اینکه بمیرد وارد بهشت می شود).

4- وفي قصة أبي بن كعب إخبارَ الشيطان «أَنَّ آيَةَ الْكُرْسِيِّ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ».

و در داستان ابی بن کعب س هم آمده است که شیطان گفت: اگر آیة الکرسی را بخوانید، چیزهای شما از شیطان حفاظت می‌شوند و نبی اکرم ص این مطلب را تایید نمود .

5- وفي قصة أبي أيوب الأنصاري قَولَ الغُولِ: "إِنِّى ذَاكِرَةٌ لَكَ شَيْئًا آيَةَ الْكُرْسِىِّ اقْرَأْهَا فِى بَيْتِكَ فَلاَ يَقْرَبُكَ شَيْطَانٌ وَلاَ غَيْرُهُ" فَقَالَ : «صَدَقَتْ وَهِىَ كَذُوبٌ».

همچنین در داستان ابو ایوب انصاری آمده است که شیطان به وی گفت: چیزی به تو می‌گویم؛ آیة الکرسی را در خانه‌ات بخوان؛ شیطان و هیچ چیز دیگری به تو نزدیک نمی شود. رسول الله ص بعد از شنیدن آن، فرمود: «در این مساله، راست گفته است و او بسیار دروغ می‌گوید» .

6- ومثله في قصة أبي هريرة وفيها قَول الشيطان "إِذَا أَوَيْتَ إِلَى فِرَاشِكَ فَاقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِىِّ مِنْ أَوَّلِهَا حَتَّى تَخْتِمَ. وَقَالَ: لَا يَزَالَ عَلَيْكَ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ وَلاَ يَقْرَبَكَ شَيْطَانٌ حَتَّى تُصْبِحَ فَقَالَ: «أَمَا إِنَّهُ قَدْ صَدَقَكَ وَهُوَ كَذُوبٌ».

و در داستان ابوهریره نیز آمده است که شیطان به وی گفت: هر گاه به خواب رفتی، آیة الکرسی را از اول تا آخر بخوان؛ در این صورت، از طرف خداوند نگهبانی برایت تعیین می گردد و تا صبح هیچ شیطانی به تو نزدیک نمی شود. رسول اکرم ص بعد از شنیدن این ماجرا، فرمود: «او به تو راست گفته است ولی باید بدانید که بسیار دروغگوست» .

رفع احتياجات مردم وثواب یک ماه اعتکاف

رفع احتياجات مردم

برخي از مردم بويژه كساني كه سرمايه و شهرتي دارند، ‌از اينكه ديگران براي حل مشكلات خود به آنان مراجعه مي‌كنند، احساس مزاحمت نموده و نگران مي‌شوند. غافل از اينكه اگر كسي در پي حل مشكل برادر مسلمان خود باشد، خداوند در پي حل مشكل او خواهد بود. و هميشه خدا، زماني به بنده اش كمك مي‌كند كه بنده به فكر كمك به برادر مسلمانش باشد.

اگر شما حاجت برادر مسلمان خود را برآ‌وريد؛ مثلاً به او چيزي بياموزد يا او را راهنمايي كنيد، يا بر مركب خويش سوارش كنيد  يا قرضش دهيد يا براي او در امر  خيري، سفارش بنما ييد، اين عمل شما نزد خدا از اعتكاف يك ماه كامل، بهتر است.

چنانكه از عبد الله بن عمر روايت است كه رسول خدا ص فرمود:

«أحَبُّ النَّاسِ إلى الله أنفَعهم وأحَبُّ الأعمال إلى الله عَزَّوجل سرور تَدخله على مسلِم أو تكشف عنه كربة، أو تقضِي عَنه ديناً، أو تَطرد عنه جوعاً ولأن أمشي مَع أ خي المسلِم في حاجة أحَبَّ إلي من أن أعتكف شَهرا ومن كف غَضبَه ستر الله عورته، ومن كظم غيظاً ولو شاء أن يَمضيه أمضاه، ملأ الله قلبه رضا يوم القيامة، ومَن مَشى مع أخيه المسلم في حاجتِه حتَّى يثبتها له أثبت الله تعالى قدمه يوم تزل الأقدام، وإن سوء الخلق ليفسد العَمل كما يفسد الخل العسل»(1).

ترجمه: «محبوب‌ترين شما نزد خدا كسي است كه براي خلق خدا مفيدتر باشد. پسنديده‌ترين عمل نزد خدا اين است كه قلب مسلماني را شاد كني، يا پريشاني اش را بر طرف سازي. يا قرضش را ادا كني و يا گرسنگي اش را دور نمايي. و اگر من با برادر مسلمان خويش، براي رفع مشكلش قدم بر دارم، برايم از اعتكاف يكماه بهتر است . و هركس خشمش را فرو برد خداوند، رازهايش را مي‌پوشاند وكسي كه توانايي اِعمال خشم را دارد ولي آنرا فرو مي‌برد، خداوند قلبش را در قيامت، پر از خرد مندي و رضايت خواهد ساخت. و اگر كسي با برادرش به راه افتد و مشكلش را حل نماييد، خداوند قدمهايش را روزي كه قدمها مي لغزند، استوار خواهد ساخت. آ گاه باشيد كه اخلاق بد، ‌اعمال (نيك) را فاسد مي‌كند همانطور كه سركه، عسل را فاسد گرداند».

 برادرم، اگر بخواهي كه يكماه معتكف شوي، بايد با نفس اماره‌ات مجاهده كني، و كارهايت را رها سازي. و يكماه كامل در مسجد، زنداني شوي ودر ذكر وتسبيح وتلاوت ونماز مشغول باشي. اما اگر چند دقيقه در پي برآ‌وردن حاجت برادر مسلمان و يا خواهر بيوه‌ات باشي، ثواب يك ماه اعتكاف وعبادت در پرونده‌ات ثبت مي‌گردد.

از اينرو شايسته است كه ما بخشي از وقت خود را صرف بر آوردن نيازها ي برادران مسلمان خود و اين فرصتها را از دست ندهيم.

تسبيح پر بار

تسبيح پر بار

از ام المومنين جويريه، روايت است كه رسول خدا ص صبح هنگام پس از نماز فجر، در حالي از خانه  بيرون رفت. كه جويريه بر جاي نماز خويش نشسته بود. آنحضرت ص بعد از اداي نماز چاشت  به خانه بر گشت. ديد كه جويريه هنوز آنجا نشسته است. پرسيد: از وقتي كه من بيرون رفته ام تو همينجا نشسته اي؟ گفت: بلي. رسول خدا ص فرمود: من بعد از تو چهار كلمه را سه دفعه گفته ام كه اگر  آنها را با تمام آنچه تو از صبح تا كنون گفته اي، موازنه كنند سنگين تر و اجر بيشتري خواهند داشت.  آنها عبارت اند از: «سُبحانَ الله وبِحَمدِه عَدد خَلقه وزنة عَرشه ومِدادَ كلِماتِه»(1).

ببين چگونه رسول خدا ص در عبارتي مختصر، و زماني كوتاه، ذِكري پر بار و پر ثواب به ما  آموزش  داده اند.

آيا شايسته است كه ما از چنين تسبيح جامعي، غافل و از چنين گنجينه‌هايي محروم شويم؟!

 بهتر نيست كه به جاي تكرار ترانه‌ها‌ي مبتذل وبيهوده، زبان خويش را با ذكرخدا تر و تازه نگه داريم؟

همچنين أبو‌امامه ص مي‌گويد: رسول خدا ص مرا ديدكه لبانم را مي جنبانم. فرمود: اي ابوامامه، چه مي‌گويي؟ گفتم: خدا را ذكر مي‌كنم. فرمود: آيا به تو ذكري بياموزم كه از تمام ذكرهاي شب و روزت بهتر باشد؟ آنگاه فرمود: بگو: «الحَمد لله عَدد ما خَلَق والحَمدُ ِلله مِلء ما خَلق والحَمدِ لله عَدد ما في السَّموات والأرض و الـحَمد لله ما أحصَى كِتابه، والـحَمد لله مِلء ما أحصى كِتابَه والـحَمد ِلله عَدد كل شيء والحمد لله ملُ كل شي‌ء» (حاكم و گفته است: طبق شرايط بخاري و مسلم، صحيح است. و آلباني نيز آنرا صحيح قرار داده است).

سپس فرمود: اينها را ياد بگير و به ديگران نيز ياد بده .

اين شما و اين هم حديث پيامبر ص و فضيلت و ثواب فراوان آن، كه ثواب يكبار گفتن از تسبيح يك شبانه روز كامل هم افضل تر است. به اميد اينكه حسب الامر رسول خدا ص، شما آنرا ياد بگيرد و به ديگران نيز ياد بدهيم.

انتخاب دختران غیرفامیلی برای ازدواج

 

انتخاب دختران غیرفامیلی برای ازدواج

از رهنمودهای حکیمانه و ارزشمند اسلام در گزینش همسر آینده این است که زن غیرخویشاوند (از لحاظ رابطه نسبی) برای ازدواج بهتر از زنی است که رابطه خویشاوندی دارد، زیرا ازدواج با خویشاوندان و اقوام نسبی، احتمال بروز بیماریهای مختلف و نقص عضو، امری مسری و ضایعات ارثی را در طفل افزایش خواهد داد.

ولی با ازدواج غیرفامیلی، سلامت و نیرومندی طفل تأمین خواهد شد، همچنین چنین ازدواجی روابط اجتماعی را مستحکم‌تر خواهد کرد و ارتباط خانواده‌ها با هم نزدیک خواهد شد. پس نباید تعجب کنیم، اگر می‌بینم پیامبر اکرم  ص مسلمانان را از ازدواج با خویشاوندان و اقوام نسبی برحذر داشته، تا طفلی که نتیجه این ازدواج است، ضعیف و مریض نباشد و دچار نقص جسمی و بیماریهای ارثی نگردد.

پیامبرص در باره‌ی ازدواج با اقارب (خویشاوندان نزدیک) می‌فرمایند: «با اقارب و خویشاوندان ازدواج نکنید، زیرا فرزند نحیف، مریض و کندذهن خواهد شد» و نیز فرمودند: «برای ازدواج، زنان غیرخویشاوند را انتخاب کنید تا نقص و بیماری گریبانگیرتان نشود».

علم وراثت ثابت کرده که ازدواج فامیلی منجر به وجود آمدن نسلی ضعیف و رنجور چه از جنبه‌ی جسمی و چه از جنبه هوشی و ذهنی می‌شود، که منشأ اخلاق ناپسند و مذموم و عادات زشت اجتماعی نیز خواهد شد.

این حقیقتی است شگفت‌انگیز که چهارده قرن بیش، قبل از آنکه علم بشر آن را کشف کند پیامبر خداص به آن اشاره کرد و این حقایق را برای صاحبان بصیرت بیان فرموده است و به درستی که راست گفته است خدای بزرگ در مورد پیامبرش که: «او از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید (آن چیزی که با خود آورده است و با شما در میان نهاده است) جز وحی و پیامی نیست که (از سوی خدا به او) وحی و ابلاغ می‌گردد». [نجم: 4 و 3]

فضیلت نماز اشراق

نماز اشراق

از انس ابن مالك روايت است كه رسول خدا ص فرمود:«مَن صَلَّى الغداة فِي جَماعَة ثُمَّ قعد يَذكر الله حَتَّى تَطلع الشَّمس ثُمَّ صَلَّى رَكعَتين كانَت له كأجر حَجَّة وعمرة تامة تامة  تامة»(1).

ترجمه: «اگر كسي نماز فجر را با جماعت بخواند، و سپس تا طلوع خورشيد، بنشيند ذكر و تسبيح گويد و آنگاه دو ركعت نماز بخواند، برايش ثواب يك حج و عمرة كامل منظور مي‌شود».

شما اگر هفته‌اي يك بار نماز اشراق بخوانيد‌، يعني چهار بار در ماه، ثواب چهار حج و عمره را كسب مي‌كنيد .گويا چهار سال به عمرتان افزوده شد كه در آن چهار حج انجام داديد.

فضیلت نماز چاشت

پايبندي به نماز چاشت

از ابوذر غفاري  روايت است كه رسول خدا ص فرمود: «يُصْبِحُ عَلَى كُلِّ سُلامَى مِنْ أَحَدِكُمْ صَدَقَة،ٌ فَكُلُّ تَسْبِيحَةٍ صَدَقَةٌ وَأَمْرٌ بِالْمَعْرُوفِ صَدَقَةٌ وَنَهْيٌ عَنِ الْـمُنْكَرِ صَدَقَةٌ وَيُجْزِئُ مِنْ ذَلِكَ رَكْعَتَانِ ترْكَعُهُمَا مِنَ الضُّحَى»(1).

ترجمه: «هر روز در ازاي هر يك ازمفاصل بدن، صدقه‌اي بر شما لازم است، هر تسبيحي كه بگوييد، صدقه است، امر به معروف و نهي از منكر صدقه است. و دو ركعت نماز چاشت، صدقه تمامي مفاصل بشمار مي‌رود».

 خواننده گرامي، آيا ميداني كه در بدن انسان سيصد و شصت مفصل وجود دارد . پس اگر به فرمودة رسول خدا ص بخواهيد روزانه براي هر يك از مفاصل، صدقه‌اي بدهيد، بايد سيصد وشصت صدقه پرداخت كنيد. آيا كسي مي تواند چنين صدقة سنگيني را بپردازد؟ ولي شما مي‌توانيد هر روز با خواندن دو ركعت نماز چاشت، صدقة تمام مفاصل بدن خويش را ادا نماييد.

دارايي آن حضرت و تذکر ايشان به حضرت عمر

دارايي آن حضرت و تذکر ايشان به حضرت عمر

يک بار پيامبر اکرم به منظور تنبيه همسران خود سوگند ياد کردند که تا يک ماه نزد آنان نروند، در اين مدت در حجره‌اي جداگانه به سر بردند. لذا ميان مسلمانان شايع شد که پيامبر اکرم تمام همسران خود را طلاق داده اند. حضرت عمر در خانه خود بودند و زماني که اين خبر را شنيدند با شتاب به مسجد آمدند و ديدند که مردم به صورت پراکنده نشسته اند و به خاطر رنج و ناراحتي آن حضرت گريه مي‌کنند، همسران آن حضرت نيز در حجره‌هاي خود گريه مي‌کردند. حضرت عمر به خان? دختر خود حفصهل رفت و ديد که او هم گريه مي‌کند، پس خطاب به وي گفت: اکنون براي چه گريه مي‌کني؟ مگر من هميشه به تو تذکر نمي‌دادم که مواظب باش آن حضرت از تو ناخشنود نشود؟ سپس به مسجد باز گشت و اين بار نيز گروهي را در کنار منبر مشغول گريه ديد، لحظه‌اي آنجا نشست، ولي از شدت غم و اندوه نتوانست بيشتر بنشيند و به جايي که رسول خدا تشريف داشتند رفت و به وسيل? غلام ايشان رباح اجاز? شرفيابي خواست. رباح به حضور آن حضرت رسيد و عرض کرد: عمر درخواست شرفيابي به محضر شما را دارد. آن حضرت سکوت کردند، رباح آمد و به حضرت عمراطلاع داد, که من درخواست اجازه کردم ولي آن حضرت پاسخي ندادند. حضرت عمر دوباره به مسجد آمدند و در کنار منبر نشستند، اما بازهم مضطرب شد و دوباره نزد رباح رفت و درخواست شرفيابي به محضر آن حضرتکرد و آن حضرت اين بار هم سکوت کردند. بار سوم نيز درخواست اجازه کرد و آن حضرت اين بار نيز سکوت کردند، بار سوم وقتي خواست از آنجا برگردد، رباح او را صدا کرد و اطلاع داد که اجازه شرفيابي داده شد.

ادامه نوشته

منهياتي که در امور مربوط به زنان آمده

منهياتي که در امور مربوط به زنان آمده

نهي شده از اينکه زن، زينتش را جز براي محارم آشکار کند و نهي شده از اينکه زن زيبايي خود را به ديگران بنماياند و از سرخود و بي‌دليل تهمت و افترائي را به ديگري نسبت دهند درست نيست.

از آسيب رساندن پدر و مادر به فرزند نهي شده است و از جدا کردن مادر و فرزند از هم و زياده‌روي در ختنه کردن زنان نهي شده است و از مسافرت زنان بدون همراهي يکي از محارم نهي شده و از دست دادن با زنان بيگانه نيز نهي شده است و از عطر زدن زنان هنگام عبور و مرور از پيش مردان نهي شده است و اغوا کردن مرد توسط زنان بيگانه درست نمي‌باشد و از ديوثي و نگاه کردنهاي پي در پي به زنان بيگانه و چشم برنداشتن از آنها نهي شده است.

چيزهايي که در مساجد از آن نهي شده

چيزهايي که در مساجد از آن نهي شده

از خريد و فروش و اعلام کردن چيزهاي گم شده در مساجد نهي شده است و مساجد فقط براي ذکر خداوند و نمازگزاردن است نه کارهاي ديگر، همچنين از اجرا کردن حدّ در مساجد نهي شده است و از قفل کردن دستهايش هنگام ورود به مسجد نهي شده است. چون پيوسته در حال نماز محسوب مي‌شود از وقتي که قصد نماز را کرده است. و بعد از اذان درست نيست که از مسجد خارج شد مگر اينکه ضرورتي پيش بيايد. وقتي کسي وارد مسجد شد درست نيست بنشيند تا دو رکعت نماز نخواند و هنگامي که نماز اقامه شد نبايد به سرعت رفت بلکه بايستي به آرامي و با متانت راه رفت و از صف بستن در بين پايه‌ها يا ميان ستونهاي مسجد بجز در مواقع نياز نهي شده است و از خوردن سير و پياز و هر آنچه که بدبو باشد موقع رفتن به مسجد بايد خودداري کرد و شخص نبايد با چيزي که باعث آزار مسلمين مي‌شود وارد مسجد شود و نبايد زنان را از رفتن به مسجد با شرايطي که شرع تعيين کرده منع کرد و زنان هنگام خروج از خانه و رفتن به طرف مسجد نبايد عطر به خود بزنند. و هنگام اعتکاف نبايد با زنان مباشرت کرد و از مباهات ورزيدن در مساجد نهي شده است. و از تزئين کردن و قرمز کردن يا زرد کردن و آراسته کردن مسجدها و هر آنچه که ذهن نمازگزاران را مشغول بدارد نهي شده است.

منهياتي که در مورد طهارت آمده است

منهياتي که در مورد طهارت آمده است

نهي شده از اينکه در آب راکد و ايستا ادرار کرد و درست نيست که بر سر راه و در سايه‌هاي (استراحتگاه) مردم و در جويهاي آب قضاي حاجت کرد. و جايز نيست که رو به قبله يا پشت به قبله ادرار کرد يا قضاي حاجت کرد ولي بعضي از علما قضاي حاجت را در داخل ساختمان در هر جهتي که باشد استثناء کرده‌اند و استنجا با دست راست و لمس کردن آن با دست راست درست نيست. و استنجا به وسيله استخوان درست نيست چونکه استخوان توشه‌برادران جنّي ماست و همچنين استنجا با سرگين درست نيست چون سرگين علف چهارپايان جنّيها است و درست نيست کسي که از خواب بيدارشده دستش را در ظرفي فرو برد تا اينکه دستش را سه بار نشويد. و نهي شده از اينکه شخص آلتش را با دست راست بگيرد در حالي که ادرار مي‌کند. و سلام کردن بر کسي که در حال قضاي حاجت است درست نيست.

داستانهای واقعی(عشق درمان سرطان است)

داستانهای واقعی

عشق درمان سرطان است

جوانی از من خواست که دختر خوبی را به او معرفی کنم تا با او ازدواج کند. من هم دختر نیکوکاری را به او معرفی کردم. او خواست به تنهایی با او صحبت کند ولی من این پیشنهاد را رد کردم و بر این امر اصرار کرد و گفت: رازی دارم که می‌خواهم آن را به او بگویم. ولی من باز هم این پیشنهاد را قبول نکردم و سپس از پافشاری فراوان به من گفت که او سرطان خوش‌خیم دارد و دکتر به او گفته است که او در طول دو سال آینده یا از دنیا خواهد رفت ویا شفا خواهد یافت. در دفتر کارم جلسه‌ای برای آن دو تشکیل دادم، جوان جریان را برای آن دختر تعریف کرد و گفت: من از درگاه خدا طلب خیر و صلاح کردم و سپس خوابیدم من به خاطر دیندار بودنت به تو علاقه‌مند شدم و از خداوند می‌خواهم تو را حفظ کند هر زنی ممکن است با مرد سالمی ازدواج کند و شوهرش پس از ازدواج بیمار شود یا بمیرد. به آن دختر گفتم: به خاطر مادرت که پدرت سالها پیش و برادرت به تازگی به خاطر ابتلا به سرطان از دنيا رفته‌اند بیشتر فکر کن. و مصیبت مرگ شوهر، پسر و داماد را همه با هم برایش گردهم نیاور! دختر جوان گفت: من با این جوان بیشتر مشورت خواهم کرد و به درگاه خداوند پناه می‌برم. پس از مدتی خداوند به جوان شفا داد و در حال حاضر آنها فرزندانی دارند که به فعالیتهای اسلامی و دعوی در راه خدا مشغولند.

برگرفته از نوشته

صلاح‌الدین سلطان

 

·     رئیس مرکز امریکایی تحقیقات اسلامی

·     مدیر مرکز آموزشی اسلامی و فتوا در کلمبیا ایالت لوهایو

·     مؤسس و رئیس سابق دانشگاه اسلامی امریکا

·     استاد علوم اسلامی در دانشگاه دارالعلوم دانشگاه قاهره

·     استاد علوم اسلامی در دانشگاه سلطان قابوس‌ عمان

·     عضو مجامع و مجالس فقهی در اروپا، امریکا و هند

·     عضو مجلس افتا و تحقیقات اروپا

·     عضو مجمع فقهی امریکای شمالی

·     عضو مجلس شورای اتحاد جهانی علمای مسلمان

·     لیسانس در زمینه زبان عربی و علوم‌اسلامی از دانشکده دارالعلوم، دانشگاه قاهره

·     فوق‌لیسانس و دکترا در زمینه علوم‌اسلامی از دانشکده دارالعلوم، دانشگاه قاهره

داستانهای واقعی(عشق واقعی)

داستانهای واقعی

انبه در بهشت

مردی همسرش که او را از ته دل و بسیار زیاد دوست می‌داشت از دنیا رفت. بردباری او در هنگام زندانی شدنش به عنوان یک دعوتگر راه خدا به مدت بیست سال الگوی جوانمردی و صبر بود. زمانی که آن مرد از زندان خارج شد تلاش کرد به پاس جوانمردی و بردباری همسرش به او پاداشی بدهد. سپس از مدتی آن زن از دنیا رفت. مرد که دانشمند و استاد بزرگی بود همچون طفل خردسالی در فراقش گریست.

روزی به دیدار دوستانش رفت. آنها نوشیدنی مورد علاقه‌اش (آب انبه) را برایش آوردند اما او از نوشیدن امتناع کرد و گفت: قسم خورده‌ام که آن را ننوشم مگر به همراه همسرم در بهشت همچنان که در دنیا آن را با هم می‌نوشیدیم.

داستانهای واقعی

داستانهای واقعی

زوجی که 100 بار قرآن را ختم کردند

در حالی عقد ازدواج میان آنها جاری شد که در قله شادی و فرح به سر می‌بردند. از یکدیگر پیمان گرفتند که از طریق قرآن کریم به سوی درگاه پروردگار گام بردارند. مرد هر روز  قرآن را می‌خواند و همسرش به او گوش می‌داد. سپس زن  دیگر قرآن را می‌خواند و مرد به او گوش فرا می‌داد. سپس درباره قرآن و نعمتهای پروردگار با یکدیگر گفتگو می‌کردند. هر دو با بردباری و وفاداری این پیمان را عملی کردند در حالی که هر دو در نهایت خوشبختی، عشق و رضایت به سر می‌بردند. زیرا آن دو با همدیگر و در خلال یک ازدواج موفق بیش از 100 بار قرآن را ختم کرده بودند.

ما در چند كيلومتري مكه

وصاياى امام اعظم أبوحنيفه نعمان بن ثابت كوفى به شاگردان بارزش

بسم الله الرحمن الرحيم

از ابويوسف روايت شده كه گفت: در يك روز بارانى با تعدادى از شاگردان ابوحنيفه نزد ايشان جمع شديم از آنجمله داود طايى، عافية الأودى، قاسم بن معن مسعودى، حفص بن غياث نخعى، وكيع بن الجرّاح، مالك بن مغول، زفر بن هذيل، و عده‌اى ديگرى حضور داشتند حضرت به ما روى كردند و فرمودند:

ادامه نوشته

قصه زن مخزومي:

در بخاري از عروه روايت شده زني در زمان رسول خدا ص در غزوه فتح مكه دزدي كرد قومش نزد اسامه س رفتند تا از او شفاعت كند. وقتي اسامه س با رسول خدا ص در مورد او صحبت كرد و شفاعت خواست چهره رسول خدا ص از شدت ناراحتي تغيير كرد و سرخ شد و فرمود: آيا با من در مورد حدي از حدود خدا صحبت مي‌كني و شفاعت مي‌خواهي اسامه گفت: اي رسول خدا ص براي من طلب مغفرت كن و مرا ببخش.

به (موقع) شام رسول خدا ص به منبر رفته و خطبه‌اي خواندند و در آن ثنا و تعريف خدا را بيان كردند و بعد فرمودند: آناني كه قبل از شما بودند به اين دليل هلاك شدند كه هرگاه در ميان آنان انساني قوي دزدي مي‌كرد او را ترك مي‌كردند و اگر ضعيفي دزدي مي‌كرد بر او حد جاري مي‌كردند. قسم به ذاتي كه جان محمد ص در اختيار اوست اگر فاطمه بنت محمد ص دزدي كرده بود دستش «معاذ الله» را قطع مي‌كردم. سپس رسول خدا ص در مورد آن زني كه دزدي كرده بود دستور داد كه دستش قطع كرده شود و بعداً آن زن خوب توبه كرد.