اسباب نزول سوره: اخلاص(قل هو الله).
این سوره مکی و 4 آیه است
اسباب نزول سوره:
1229- ترمذی، حاکم و ابن خزیمه از طریق ابوعالیه از ابی بن کعب t روایت کرده اند: مشرکان به پیامبر گفتند: اصل و تبار خدایت را برای ما بیان کن. پس خداوند سوره را نازل کرد([2]).
1230- طبرانی و ابن جریر مانند این حدیث را از جابر بن عبدالله روایت کرده اند([3]).
و از این روایت معلوم میشود که سوره مکی است.
1231- ابن ابوحاتم از ابن عباس ب روایت کرده است: عدهای از یهود به اتفاق کعب بن اشرف و حیی بن اخطب خدمت پیامبر آمدند و گفتند: ای محمد! خدایت را برای ما توصیف کن، پس خدای بزرگ سورة اخلاص را نازل کرد([4]).
1232- و ابن جریر از قتاده روایت کرده است([5]).
1233- و ابن منذر از سعید بن جبیر مانند این روایت را نقل کرده است([6]).
و از این روایت معلوم میشود سوره مدنی است.
1234- ک: ابن جریر از ابوعالیه روایت کرده است: رهبران احزاب در غزوة خندق به پیامبر خدا گفتند: اصل و تبار پروردگارت را برای ما بیان کن، پس جبرئیل u این سوره را به محضر پیامبر خدا آورد([7]).
مراد از مشرکان در حدیث ابی بن کعب همان کسانی هستند که در جنگ احزاب بر ضد مسلمانان صفآرایی داشتند. در نتیجه معلوم میشود این سوره مدنی است. همان طور که حدیث ابن عباس هم بر مدنی بودن سوره دلالت دارد. در این صورت تعارضی بین دو حدیث وجود ندارد.
1235- لیکن ابوشیخ در کتاب «عظمه» از طریق ابان از انس t روایت کرده است: یهود خیبر به حضور پیامبر اکرم r آمدند و گفتند: ای ابوالقاسم، خدا فرشتگان را از نور، آدم را از گل و لای بویناک، ابلیس را از شعلة آتش، آسمان را از دود و زمین را از کف دریا آفریده است. ما را از خلقت خدایت آگاه بساز؟ پیامبر اکرم r در جواب آنها هیچ نگفت تا این که خدای بزرگ جبرئیل u را با این سوره خدمت رسول خدا فرستاد.
[1]- ترجمه: «بگو: خداوند است كه يگانه است».
[2]- حسن است، ترمذی 3364، احمد 5 / 134، حاکم 2 / 540، طبری 38298 و واحدی 880، حاکم و ذهبی این را صحیح میشمارند، مدار این بر ابوجعفر رازی است او را یحیی ثقه میداند و احمد و نسائی قوی نمیدانند، غلاس میگوید: حفظ خوب ندارد و ابن حبان او را جرح کرده است. ترمذی 3365 از ابوعالیه به قسم مرسل روایت و این را صحیحتر میداند. «تفسیر بغوی» 2424 تخریج محقق.
[3]- ابویعلی 2044، طبری 38301 و واحدی 881 روایت کرده اند. در این اسناد مجالد بن سعید لین حدیث است اما میتواند به حدیث قبلی شاهد باشد. «تفسیر شوکانی» 3051 تخریج محقق.
[4]- ابن عدی 4 / 251 از ابن عباس روایت کرده است. ابن عدی احادیث ابوخلف را مضطرب میداند پس این اسناد ضعیف است. «تفسیر شوکانی» 3053 تخریج محقق.
[5]- تفسیر طبری، همان منبع، ج 30، ص 343.
[6]- تفسیر طبری، همان منبع، ج 30، ص 343.
[7]- طبری 38300 این مرسل است.
بسم الله الرحمن الرحيم